مادربزرگ مهربون


يكسال رفت و باز نگشتي بسوي ما
برگشتنت هماره بود آرزوي ما
اي آرزوي خفته ما در مغاك خاک
وي نازنين ترين گل خوشرنگ و بوي ما
رفتي و بسته شد در شادي به رويمان
بار دگر بيا! بگشا در به روي ما
يكسال در غمت سپري شد به اشك و آه
بغضي شكسته از غم تو، در گلوي ما
دنبال سايه تو فتاديم اي عزيز
اما چه سود زينهمهء جستجوي ما
مادر به افتخار ترا ياد مي كنيم
نام تو بود عزت و هم آبروي ما

سلام به روی ماه پسر گلم ،عزیزم 5شنبه ای که گذشت اولین سالگرد فوت مادربزرگ بابایی بود
خدا رحمتش کنه خیلی مهربون و دوست داشتنی بود ،اما عزیزم دنیا همینه یکی بدنیا میادو
یکی دیگه از دنیا میره ،تنها خاطراتشون برامون باقی میمونه
خدا رحمتش کنه





مادربزرگ مهربون 


